تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست

درددل با زمستان

روز برفی


بشنوازمن این حکایت را !

راز دل بهر تو کردام

بشنو این قصه های درد وغم را

شاید، این قصه ها را بهر تو کرده ام

راز این سردی ها وبرف، باران را چه دانم

ای؛ زمستان این همه ناله ها را بهر تو کرد ام

بشنو این ناله های درد اندوه مرا

این؛ همه را بهر تو کرده ام

مادری، دیدم دراین سردی هوا

طفلکی را در بغل برادشته تاکند گدا

راز این همه بدبختی ها راچطور کنم پیدا

برخیز؛ای زمستان این همه درد وغم بس است

برخیز ؛ای زمستان روسیاه هم کرده ای

روز روشن را، تارام کرده ای

ای زمستان فصل تو پایان آمده

باری دیگر بهر این دردهایم تیماری آمده

برخیز ؛ ای زمستان اری بهاری آمده


شعر جدید از

«عبدالرازق کریمی»